تبليغاتX
حرفای الکی
Click to show it on original size!

من راننده این ماشین رو میشناسم

از اون مرداییه که تمام (اکثر غریب به اتفاق) از خداشونه که باش دوست بشن

اما یه خانمی مخ این آقا زده طوری که آقاهه کشته مرده خانمه شده

حالا اگه ایمیل این آقا می خواد نظر بده تا بررسی کنیم

+ نگارش شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 3:38 بدست آریا آزاد |

نکـند دانا مسـتی    نخـورد عاقل می

                         بـه ره مسـتـی هـرگـز ننـهد دانــا پـی

چه خوری چیزی که خوردن آن چیز تورا

                        نی چو سرو نماید به مثل سرو چو نی

چون کشی اربده گویند که او بود نه می

                       چون کنی بخشش گویند می بود نه او

+ نگارش شده در شنبه سی ام دی 1385ساعت 3:18 بدست آریا آزاد |

تو خوب می رقصی          قبول!

 

خوش استیلی                 قبول!

 

اما آخه گاو کردار                     !

 

این که دیسکوی هیجده ساله هاست

 

سر پیری و !eenagery

 

دست بردار

+ نگارش شده در جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 22:5 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!
+ نگارش شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 2:16 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!

به نظرتون چند در صد از مردای ایرونی دوست دارن زنشون اینطوری باشه؟

چندتا از زن ها دوست دارن خودشون اینطوری باشن؟

+ نگارش شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 23:50 بدست آریا آزاد |

سلام

۳۰دی روز اعتصاب علیه مخابرات بخاطر بالا بودن هزینه مکالمه است

قراراست در این روز همه موبایل ها را خاموش کنند

این کار هزینه سنگینی برای مخابرات خواهد داشت

خواهشمند است شما هم این کار را انجام داده و این مطلب را برای دوستان خود فرستاده یا در وبلاگ قرار دهید

+ نگارش شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 5:22 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

+ نگارش شده در دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 4:40 بدست آریا آزاد |

شش سال اوّل زندگی:
گريه نکن
شيطونی نکن
دست تو دماغت نکن
تو شلوارت پی‌پی نکن
مامانت رو اذيّت نکن
روی ديوار نقاشی نکن
انگشتت رو تو پريز برق نکن
دمپايی بابا رو پات نکن
به خورشيد نگاه نکن
شبها تو جات جيش نکن
تو کمد مامان فضولی نکن
با اون پسر بی‌تربيته بازی نکن
اسباب‌بازی‌ها رو تو دهنت نکن
زير دامن شمسی خانوم رو نگاه نکن
دماغت رو تو لوله جاروبرقی نکن

۲- دوره ي دبستان:
موقع رفتن به مدرسه دير نکن
پات رو تو جاميزی نکن
ورقهای دفترت رو پاره نکن
مدادت رو تو دهنت نکن
به دخترهای مدرسه بغلی نگاه نکن
تخته پاک‌کن رو خيس نکن
حياط مدرسه رو کثيف نکن
با دخترها شمسی خانوم ((دکتربازی)) نکن
دست تو کيف بغل دستيت نکن
تخته‌سياه رو خط‌خطی نکن
گچ رو پرت نکن

تو راهرو سرو صدا نکن
تو کلاس پچ‌پچ نکن
• ATARI
بازی نکن

۳- دوره ي راهنمايی:
ترقّه بازی نکن
• SEGA
بازی نکن
جاهای بدبد فيلمها رو نگاه نکن
موقع برگشتن از مدرسه دير نکن
تو کوچه فوتبال بازی نکن
دست تو جيبت نکن
با مامانت کل‌کل نکن
تو کلاس صحبت نکن
بعد از ظهر سروصدا نکن
با دختر شمسی خانوم منچ بازی نکن
اتاقت رو شلوغ نکن
روی ميز بابات کتابهات رو ولو نکن
عکس لختی تماشا نکن
با بچّه‌های بی‌ادب رفت و آمد نکن
جرّ و بحث نکن

۴- دوره ي دبيرستان:
با کامپيوتر بازی نکن
تو حموم معطّل نکن
تقلّب نکن
با دوستات موتورسواری نکن
عصرها دير نکن
با دختر شمسی خانوم صحبت نکن
با بابات دعوا نکن
تو کلاس معلّمتون رو مسخره نکن 
تو خيابون دنبال دخترها نکن
مردم‌آزاری نکن
نصف شب سرو صدا نکن
فيلم بد نگاه نکن
وقتت رو با مجله تلف نکن
چشم‌چرونی نکن

۵- دوره ي دانشگاه:
رشته‌ای رو که دوست داری انتخاب نکن
۲۴ ساعته چت نکن
سر کلاس درس غيبت نکن
با دختر شمسی‌خانوم دل و قلوه ردّ و بدل نکن
خيابون‌ها رو متر نکن
تو سياست دخالت نکن
با دخترهای مردم هر کاری دلت خواست نکن
شب برای شام دير نکن
با مأمور پليس کل‌کل نکن
چراغ قرمز رو عشقی رد نکن
موبايلت رو Reject نکن
استادت رو اُسگل نکن
حذف پزشکی نکن
آستين کوتاه تنت نکن
همه رو دودره نکن

۶- دوره ي سربازی:
موهات رو بلند نکن
روت رو زياد نکن
از اوامر سرپيچی نکن
فرار نکن
با اسلحه شوخی نکن
غيبت نکن
به آينده فکر نکن
درگيری ايجاد نکن
به فرمانده بی‌احترامی نکن
غير از خدمت به هيچ چيز ديگری فکر نکن
با رئيس عقيدتی جرّ و بحث نکن
اعتراض نکن
با دختر شمسی خانوم نامه‌نگاری نکن
از تلف شدن وقتت ناله نکن
از آشپزخونه دزدی نکن

۷- دوره ي شوهر بودن:
با زنت شوخی نکن
زنت رو با دختر شمسی خانوم مقايسه نکن
به زنت خيانت نکن
با دوستانت الواتی نکن 
تو Orkut خودت رو Single معرفی نکن
به زنهای ديگه نگاه نکن
موبايلت رو قايم نکن
از عکسهای قبل از ازدواجت نگهداری نکن
پولت رو خرج دوستات نکن
رفتار دوران مجرّدی رو تکرار نکن
غير از زندگی مشترک به هيچ چيز فکر نکن
ريسک نکن
بدون اجازهء زنت هيچ کاری نکن

۸- دوره ي پدر بودن:
بچّه رو تنبيه نکن
به بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه‌ت رو با بچّه‌های ديگه مقايسه نکن
به بچّه توهين نکن
بچّه رو از بازی منع نکن
بچّه‌ت رو به کتک زدن بچّهء دختر شمسی خانوم تشويق نکن
با بچّه کل‌کل نکن
بچّه رو محدود نکن
بچّه رو از جنس مخالف دور نکن
به مادر بچّه بی‌توجّهی نکن
بچّه رو به هيچ چيز مجبور نکن
آزادی بچّه رو محدود نکن
به حلال‌زاده بودن بچّه شک نکن
از خواستهای بچّه چشم‌پوشی نکن
جلوی بچّه با مادر بچّه ... نکن


۹- دوره ي پيری:
برای بچّه‌هات مزاحمت ايجاد نکن
نوه‌هات رو لوس نکن
با پيرزن‌های ديگه معاشرت نکن
به خاطراتت فکر نکن
پولت رو خرج نکن
هوس جوونی نکن
غير از آخرتت به هيچ چيز فکر نکن
با زنت بی‌وفايی نکن
از رفتن به خانهءسالمندان احساس نارضايتی نکن
لباس شاد تنت نکن
به بيوه شدن دختر شمسی خانوم توجّه نکن
تو وصيتنامه، هيچکس رو فراموش نکن
از گذشته ناله نکن
به هر کی رسيدی، نصيحت نکن
به آينده فکر نکن

۱۰- دوره ي پس از مرگ !
حالا ديگه دورهء نکن تموم شد! حالا هر کاری دلت می‌خواد بکن...
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...
بکن
• ...ولی فقط با روح دختر شمسی خانوم کاری نکن!!!

 

+ نگارش شده در یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 3:39 بدست آریا آزاد |

خیلی بچه باحالیه
+ نگارش شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 1:45 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!کی میدونه عکاس این عکس الان کجاست؟
+ نگارش شده در جمعه بیست و دوم دی 1385ساعت 1:34 بدست آریا آزاد |

عاشق شدم


عاشق شدم کاش ندونه قصد دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم دیگه با من نمیمونه

اون که پیشش دل من گیره
اگه بدونه میزاره میره
اگه بدونه دیوونم کرده
میره و دیگه بر نمیگرده
عاشق شدم کاش ندونه قصد دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم دیگه با من نمیمونه

عاشق شدم  دلواپشم گرفته راه نفسم
دلهره دارم که بهش میرسم یا نمیرسم

چشمای اون سر به سرم میزاره
دست از سر من بر نمی داره

داره بلا سرم میاره اما خودش خبر نداره
دستام اگه که رو بشه دلم بی آبرو بشه راز نگو بگو بشه

عاشق شدم کاش ندونه قصد دلم رو نخونه
اگه بدونه میدونم دیگه با من نمیمونه

عاشق شدم  دلواپشم گرفته راه نفسم
دلهره دارم که بهش میرسم یا نمیرسم

بنبامین                                                

 

+ نگارش شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 22:5 بدست آریا آزاد |

 شهر هرت جایی است که رنگهاي رنگين کمان مکروهند و رنگ سياه مستحب

 

 شهر هرت جايي است که اول ازدواج مي کنند بعد همديگه رو مي شناسن

 

 شهر هرت جايي است که همه بَدَن مگر اينکه خلافش ثابت بشه

 

 شهر هرت جايي است که دوست بعد از شنيدن حرفات بهت مي گه:‌ دوباره لاف زدي؟؟

 شهر هرت جايي است که بهشتش زير پاي مادراني است که حقي از زندگي و فرزند و همسر ندارند

 شهر هرت جايي است که درختا علل اصلي ترافيک اند و بريده مي شوند تا ماشينها راحت تر برانند

 شهر هرت جايي است که کودکان زاده مي شوند تا عقده هاي پدرها و مادرهاشان را درمان کنند

 شهر هرت جايي است که شوهر ها انگشتر الماس براي زنانشان مي خرند اما حوصله 5 دقيقه قدم زدن را با همسران ندارند

 شهر هرت جايي است که همه با هم مساويند و بعضي ها مساوي تر

 

 شهر هرت جايي است که براي مريض شدن و پيش دکتر رفتن حتماْ بايد پارتي داشت

 شهر هرت جايي است که با ميلياردها پول بعد از ماهها فقط مي توان براي مردم مصيبت ديده چند چادر برپا کرد

 شهر هرت جايي است که خنده عقل را زائل مي کند

 

 شهر هرت جايي است که زن بايد گوشه خونه باشه و البته اون گوشه که آشپزخونه است و بهش مي گن مرواريد در صدف

 شهر هرت جايي است که مردم سوار تاکسي مي شن زود برسن سر کار تا کار کنن وپول تاکسيشونو در بيارن

 شهر هرت جايي است که 33 بچه کشته مي شن و ماموراي امنيت شهر مي گن: به ما چه. مادر پدرا مي خواستند مواظب بچه هاشون باشند

 شهر هرت جاييه که نصف مردمش زير خط فقرن اما سريالاي تلويزيونيشو توي کاخها مي سازن

 شهر هرت جايي است که 2 سال بايد بري سربازي تا بليط پاره کردن ياد بگيري

 شهر هرت جاييه که موسيقي حرام است حرام

 

شهر هرت جايي است که گريه محترم و خنده محکومه

 

 شهر هرت جايي است که وطن هرگز مفهومي نداره و باعث ننگه

 

 شهر هرت جايي است که هرگز آنچه را بلدي نبايد به ديگري بياموزي

 

 شهر هرت جايي است که همه شغلها پست و بي ارزشند مگر چند مورد انگشت شمار

 شهر هرت جايي است که وقتي مي ري مدرسه کيفتو مي گردن مبادا آينه داشته باشي

 شهر هرت جايي است که دوست داشتن و دوست داشته شدن احمقانه، ابلهانه و ... است

 شهر هرت جايي است که توي فرودگاه برادر و پدرتو مي توني ببوسي اما همسرتو نه...

 شهر هرت جايي است که وقتي از دختر مي پرسن مي خواي با اين آقا زندگي کني مي گه: نمي دونم هر چي بابام بگه

 شهر هرت جايي است که وقتي مي خواي ازدواج کني 500 نفر رو دعوت مي کني و شام مي دي تا برن و از بدي و زشتي و نفهمي و بي کلاسي تو، کلي حرف بزنن

 شهر هرت جايي است که هرگز نمي شه تو پشت بومش رفت مگر اينکه از يک طرفش بيفتي..

 شهر هرت جايي است که .......

 خدايا اين شهر چقدر به نظرم آشناست!!!!!!

اکرم   
+ نگارش شده در پنجشنبه بیست و یکم دی 1385ساعت 0:49 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!

بچه ها این دوره زمونه چه بی تربیت شدن

+ نگارش شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 23:44 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!

کی می تونه این موضوع رو به من توضیح بده؟

+ نگارش شده در سه شنبه نوزدهم دی 1385ساعت 3:2 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!

Click to show it on original size!

+ نگارش شده در دوشنبه هجدهم دی 1385ساعت 3:5 بدست آریا آزاد |

حالا دیگر وضع خطرناک است. از یک طرف ایران تا یک ماه و نیم دیگر فرصت دارد که در مقابل قطعنامه سازمان ملل کوتاه بیاد و دست از این رفتار آنارشیستی بردارد. از جانب دیگر دولت ایران و بازی انقلابیگری احمدی نژاد نیز در دنیای اسلام متوقف شده و اگر احمدی نژاد و دوستان نظامی اش دست از بازی برندارند، دولت هایی چون عربستان و پاکستان و مسلمانان اهل سنت، تبدیل به دشمنان اصلی دولت ایران و جنبش تندروهای شیعه می شوند. در داخل هم روزبه روز اوضاع نابسامان تر می شود، دولت انتخابات را باخته است و در حوزه اقتصادی هم ناموفق عمل کرده است. قطع برق، قطع گاز و گرانی کالاها حاصل دولت بی عرضه ای است که با وجود داشتن بیشترین درآمد در سال جاری، نه تنها طبق بودجه خودش عمل نکرده بلکه ذخیره ارزی کشور را هم تمام کرده است.

ابراهیم نبوی

منبع:

www.roozonline.com


ادامه مطلب
+ نگارش شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 1:51 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!

این عکسه رو از مارشال گرفتم

Click to show it on original size!

نیگا طرف با فراری چکار کرده

+ نگارش شده در شنبه شانزدهم دی 1385ساعت 1:59 بدست آریا آزاد |

Click to show it on original size!

 

 

Click to show it on original size!

 

+ نگارش شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 2:37 بدست آریا آزاد |

 نغمه روسپی

 

بده آن قوطي سرخابِ مرا

تا زنم رنگ به بيرنگي خويش؛

بده آن روغن تا تازه کنم

.چهر پژمرده ز دلتنگي خويش

 

بده آن عطر که مشکين سازم

گيسوان را و بريزم بر دوش؛

بده آن جامه تنگم که کَسان

تنگ گيرند مرا در آغوش.

 

بده آن جام که سرمست شوم؛

به سيه بختي خود خنده زنم:

روي اين چهره ناشاد غمين،

چهره يي شاد و فريبنده زنم.