دیشب من در بند کور دلان عشق ستیز بودم
به گناه عاشق بودن
چون عشقم را در پستوی خانه نهان نکردم
چون راز دلم در چشمانم پیدا بود
مرا به گناه نشستن نزد زیباریی دستبند زدن
گفتند که چرا عاشقی؟
گفتند که شعله ای در دلت داری
گفتند که آتش گناه است و تو آتشی در دل داری
دهانت را می بویند مبا دا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست نازنین
+
نگارش شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 1:16 بدست آریا آزاد
|
ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود .
موسي : و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوي خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت .
مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود.
خاتمي: چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند .
رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
شاگرد تنبل : والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد. آيا در بچگي شصت خود را مي مکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است .
همينگوي : براي مردن. در زير باران .
اينشتين : رابطهء مرغ و خيابان نسبي است
.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر .
خوانندهء آهنگهاي آبدوغخياري: چرا رفتي مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم ...
روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟
نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها
من که با سیمون دوبوار موافقم تو چی؟
+
نگارش شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 1:32 بدست آریا آزاد
|
۱- چرا میگن طرف مثل بچه خوابش برده در حالیکه بچه ها هر دو ساعت یک بار از خواب بیدار می شن و گریه می کنن؟
2- چرا وقتی باطری کنترل تلویزیون تموم می شه دکمه های اونو محکمتر فشار میدیم؟
3- چرا اگر به کسی بگید که در فضا 4 میلیارد ستاره وجود داره باورش میشه ولی اگر بهش بگید رنگ دیوار خیسه خودش با دست امتحان می کنه تا مطمئن بشه؟
4- چرا برای انجام مجازات اعدام با تزریق آمپول سمی، از سرنگ استریل استفاده می کنن؟
5- چرا تارزان ریش و سیبیل نداره؟
6- چرا خلبان های کامیکازه از کلاه ایمنی استفاده می کردن؟
7- اگر این حرف درست باشه که ما به دنیا می آییم که به دیگران کمک کنیم پس دیگران برای چی به دنیا میان؟
8- آیا میشه زیر آب گریه کرد؟
9- چطور ممکنه که انسان اول به فضا سفر کرد و بعدا به فکرش رسید که زیر چمدون چرخ بذاره؟
10 - چرا مردم وقتی می خوان بپرسن ساعت چنده به مچ دستشون اشاره می کنن ولی وقتی می خوان بپرسن دستشویی کجاست به پشتشون اشاره نمی کنن؟
11- چرا گوفی روی دو پا راه میره ولی پلوتو روی چهار دست و پا، مگه هردوشون سگ نیستن؟
12- اگر روغن ذرت از ذرت تهیه میشه و روغن سبزیجات از سبزیجات، پس روغن بچه از چی تهیه می شه؟
31 - تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
مارشال
+
نگارش شده در چهارشنبه بیست و سوم اسفند 1385ساعت 4:6 بدست آریا آزاد
|
این سنت دیرین را به همه ایرانیان و ایران دوستان شادباش می گویم
زردی من از تو سرخی تو از من
پاینده باشید
ما رفتیم بترکونیم
+
نگارش شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 21:37 بدست آریا آزاد
|
+
نگارش شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 21:33 بدست آریا آزاد
|
از جمله جشن هاي آريايي ، جشن هاي آتش است . امروزه تنها « جشن سوري » ، معروف به « چهارشنبه سوري » و نيز « جشن سده » برايمان به يادگار مانده است و در باره جشن هاي فراموش شده ي آتش ، به « آذرگان » در نهم آذر ماه و « شهريورگان » يا « آذر جشن » مي توان اشاره داشت . آتش نزد ايرانيان قدیم نماد روشني ، پاكي ، طراوت ، سازندگي ، زندگي ، تندرستی و در پايان بارزترين نماد خداوند در روي زمين بود .
مجموعه ي آيين هاي نوروزي از « جشن سوري » ( چهارشنبه سوري ) آغاز مي شود و با آيين سيزده بدر نوروز به سر انجام خود مي رسد .
( بهرام فره وشي ، ص 43 )
برخي را باور اين است كه با در نگر(نظر) آوردن واژه ي « چهارشنبه » كه بر آمده از فرهنگ تازي و سامي است ، پس « چهارشنبه سوري » ارمغاني از سوي تازيان است ، چرا كه همانگونه كه مي دانيم ، در ايران باستان هر روزي نامي ويژه داشته است ( هرمزدروز ، وهمن روز ، اردوهشت روز ، شهروَر روز ، خرداد روز ، سروش روز ، مهر روز ، زامياد روز و … ) و نشاني از بخش بندي امروزين چهارهفته ايي و نام هاي آنان به چشم نمي خورد .
اما مي بينيم كه در ميانه سده چهارم هجري ، از اين جشن و چگونگي بر پايي و هنگام آن و نيز ديرينگي اش سخن به ميان است . برابر اين آگاهي كه در نسک(كتاب) تاريخ بخاراي ابوبكر محمد بن جعفر نرشخي آمده ، در زمان منصور پسر نوح از شاهان ساماني ، در ميانه سده چهارم هجري ، اين جشن با شكوهي بزرگ برپا بوده و به نام « جشن سوري» ناميده مي شده است .
چون در روز شماري تازيان ، چهارشنبه و شب آن نحس و گجسته به شمار مي رفته شب چهارشنبه ي پايان سال را با « جشن سوري » به شادماني پرداخته و بدين گونه مي كوشيدند تا نحسي و نا خجستگي چنين شب و روزي را بر كنار كنند . همچنين جاحظ در نَسَک خود با نام المحاسن و الاضداد (ص 277 ) به گجستگی(نا مبارک)چهارشنبه نزد تازيان اشاره مي كند . منوچهري در اين روز مردمان را به شادماني مي خواند تا از نا خوبي و بد يمني آن رها شوند .
( عبدالعظيم رضايي ، صص 119 –118 )
+
نگارش شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 21:18 بدست آریا آزاد
|
من تحقیق کردم میگن راننده کامیون چیزیش نشده

+
نگارش شده در سه شنبه بیست و دوم اسفند 1385ساعت 0:47 بدست آریا آزاد
|
ديه اش نصف ديه توست.
و مجازات زنايش بیش از تو.
می تواند تنها يک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی.
برای ازدواجش – در هر سنی – اجازه ولی لازم است و تو هر زمان بخواهی – به لطف قانونگذار می توانی ازدواج کنی.
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ....
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی.
او می زايد و تو برای نوزادش نام انتخاب می کنی.
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد.
او بيخوابی می کشد و تو خواب حوريان بهشتی را می بینی.
او مادر می شود و همه جا می پرسند : (نام پدر ؟)
و هر روز :
او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ، پير می شود و بعد می ميرد.
و قرنهاست که او :
عشق می کارد و کينه درو می کند.
+
نگارش شده در دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385ساعت 1:48 بدست آریا آزاد
|

گروه Queen به عنوان یکی از پیشگامان سبک راک در جهان شناخته شده است. این گروه جزو پنج گروه برتر تاریخ موسیقی قرار دارد و خواننده اصلی آن به عنوان محبوب ترین چهره راک شناخته شده است. در این مقاله به بررسی زندگی و آثار این خواننده به یادماندنی می پردازیم.
فردی مرکوری (Freddie Mercury) با نام اصلی فرخ در 5 سپتامبر 1946 در زنگبار آفریقا به دنیا آمد. پدر و مادرش هردو از پارسیان زرتشتی بودند (این قوم از چندی قبل به هند مهاجرت کرده بودند و لذا در اصل فرخ ایرانی الاصل است). پدرش زیر نظر دولت هند به عنوان حسابدار کار می کرد. فرخ در پنج سالگی به مدرسه ی st peter انگلیسی در نزدیکی پنچگانی فرستاده شد. در آن جا بود که دوستانش او را فردی صدا زدند و پس از چندی خانواده اش این اسم را برای او برگزیدند
سینا موسویون
+
نگارش شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 15:58 بدست آریا آزاد
|
سلام
یه پرسش عجیب برام پیش اومده
اگه يه روز صبح كه بيدار ميشي ببيني وبلاگ و اينترنت و كامپيوتر خواب بوده و اصلا چنين وسيله اي وجود نداره چيكار مي كني؟
مانند احمق ها یه نصف روز بش فکر کردم
دو سه تا راه حل بفکرم رسید
حالا بعد میگم
اول شما تو نظرات بگین چکار میکنین ؟
+
نگارش شده در شنبه نوزدهم اسفند 1385ساعت 1:6 بدست آریا آزاد
|
بعد میگن اولاد خوبه نیگا کن پدر سوخته چکار کرده
+
نگارش شده در جمعه هجدهم اسفند 1385ساعت 0:57 بدست آریا آزاد
|
اگه اگه اين گذرنامه واقعي باشه كه خيلي خوبه ديگه همه ميتونن ازش استفاده كنن
+
نگارش شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 1:0 بدست آریا آزاد
|
● خداوندا 100 ملت متمدن آفريدي و ما را عضو هيچ کدام قرار ندادي تو را شکر مي گوييم که اينگونه قدر خوشي نداشته را به ما فهماندي.
● خداوندگارا همه ممالک دنيا را به سمت پيشرفت رهنمون شدي ، ما را عقب گرد فرمودي تو را شکر مي گوييم که لذت زندگي در تاريخ صدر اسلام و حتي جاهليت قبل از آن را به ما نمودي .
● خداوندا اگر چه شکمهايمان گشنه است اگرچه حقوقي نمي گيريم اگرچه هزار آرزو در يک جيب و هزار تومان در جيب ديگر داريم تو را شکر مي گوييم که ما را از نعمت انرژي اتمي برخوردار خواهي کرد و ما را در چشم دشمنان حسود همچون خاري قرار دادي . فقط خداوندا کاري نکن که ما را از چشم بيرون بياورند و در زباله دان بيندازند.
● خداوندا اگر چه ما را اجازه آزادي نفرمودي تو را شکر مي گوييم که طعم تلخ اسارت در کشور خود را چشاندي که در عاشورا ياد بازماندگان خاندان پيامبر را عزيزتر بداريم.
● خداوندا تو را شکر مي گوييم که پول و ثروت را همه به عربستان دادي ولي در عوض ما را در اسلام ناب غوطه ور ساختي و اينگونه عدالت فرمودي.
● خداوندا اگر آزادي نداريم ، اگر هر روز بر سرمان مي کوبند لا اقل چندين مجلس داريم و هر سال دعوت چوپانان جامعه را لبيک گفته راي مي دهيم پروردگارا تو را شکر مي گوييم که به ما نعمت انجام واجبات اعطا نمودي .
● خداوندگارا تو را شکر مي گوييم که به ما نجابتي همانند اسبان، وفاداري همچون سگان ، اجماعي همچون گوسپندان و هوشي همچون ماهيان آموختي و بدين وسيله اشرف مخلوقات خود کردي .
● گويند اگر کسي در عمر خود جهاد نکند و آرزوي آن نيز نداشته باشد کفر ورزيده خداوندا تو را شکر مي گوييم که 1000 دشمن برايمان آفريدي و هر روز به تعدادشان مي افزايي طوري که هر روز مرگ خود را در مقابل چشم داريم و جز جهاد در راه تو راهي نداريم .
● خداوندگارا وارثان سنت انيشتين را بر ما مسلط نمودي که دانشمان بسيار افزودند . پروردگارا به کدامين ملت اينگونه لطف نمودي که وراث سنت دانشمندان را بر آنان رهبر قرار دهي .
● خداوندا ملت ما گرسنه اند اگر چه نان نفت بر سر سفره ما نياوردي ولي ما را نعمت کارت هوشمند دادي که اسراف نکنيم و اينگونه از گناهان حذر داشتي تو را شکر مي گوييم .
● پروردگارا اگر چه در اين سي سال در کارخانه ها را يکسره بستي ولي در هزار مسجد گشودي تو را شکر مي گوييم که معنويت را به ما هديه دادي .
● پروردگارا به دستان لرزان روشنفکران اين مملکت بنگر اي تو که هر روز نعمت ديدن روز قيامت را به آنها ارزاني داشتي .
● خدايا همه پا برهنه ايم ولي شادمان منتظر نيروگاه اتمي مي مانيم تا دردمان دوا نمايد تو را شکر مي گوييم که دروازه هاي خيال را بر ما گشودي .
● چنان پايه هاي شوکت ما را بلند نمودي که تمام مملکت فرنگ بر ما شوريدند . خداوندگارا تو را شکر مي گوييم اما بد نيست کمي تعديل مي داشتي؟
● هر چه بگويم کم است از محبت هاي هر سال تو اما امسال ما را خواهشيست از درگاهت که بيا و بزرگي کن اين همه نعمت را در اين مکان متمرکز نکن که شايد از چشم زخم حسودان ما را گزندي رسد . بيا لطف کن اين آبادگران را مملکتي ديگر محض عمران بنما ، اصلاح طلبان را سرزمين ديگري محض اصلاح از آسمان بفرست . لذت جهاد را بر امثال مردم عربستان بچشان . حماس را قيمي ديگر عطا فرما . پول نفت مال تو ، ما را قدري ميوه ارزان مرحمت کن . اتم را همه به امراي فرنگ ببخش از براي ما همان کمي آرامش مقدر فرما . شوکت را به هر که مي خواهي شوهر بده براي ما به همان اعتبار پسنده کن . تمدن 2500 ساله نمي خواهيم مردم ما را کمي فکر هوشمندانه عنايت فرما . چوپان نخواستيم گوسپندي ما را درمان نما . خداوندا معنويتمان چنان زياد شده که پاسبانها ي سر گذر قطاع الطريق گشته اند ديگر معنويت کافيست ما را کمي آزادي عنايت فرما . پروردگارا مي بيني که هر چه تو نعمت مي دهي ما به نصف قانع شديم لطف بنما اين نصفه را عنايت کن و لطف از اين فرا تر منما .
با تشکر از اکرم خانم
+
نگارش شده در سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 2:10 بدست آریا آزاد
|
وای این دختر رو باید اعدام کرد
به چه حقی برگشته دوربین رو نگاه کرده باید مانند بقیه سرش رو بندازه پایین
باید هر کاری همه کردن بکنه اجازه نداره خودش تصمیم بگیره
حتی اجازه نداره اونطوری که دلش می خواد فکر کنه
باید مانند . . . . سرش رو بندازه پایین هر تصمیمی که براش گرفتن صداش در نیاد
چرا؟
خوب معلومه چون زنه
چون تو یه ایدئولوژی متحجر زندانی شده
+
نگارش شده در جمعه یازدهم اسفند 1385ساعت 2:48 بدست آریا آزاد
|
+
نگارش شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 22:42 بدست آریا آزاد
|
+
نگارش شده در چهارشنبه نهم اسفند 1385ساعت 1:48 بدست آریا آزاد
|
من که ارور دادم آخر زمونه این دیگه چه جونوریه؟
+
نگارش شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 2:46 بدست آریا آزاد
|
زبان زيبای پارسی با پيشينه ای کهن دارای واژگانی بسيار زيبا و گوشنواز است که در بيان گفتاری نيز بسيار راحتر از زبان تازيان سخن گفته می شود (به گفته يکی از دوستان گفتار تازی مانند کسی که گلودرد دارد بيان می گردد) بر هر ايرانی بايسته است که همانگونه که انديشه گفتار و کردار خويش را نيک می گرداند به همان اندازه انديشه و گفتار و کردار خود را نيز ايرانی نمايد چرا که به جز اين نيز نمی تواند باشد.واژگان برابر نهاده شده و پيشنهادی زير توسط دوستان گراميم در بنياد ايران شناسی نيشابور فراهم گرديده که اميدوارم برای تمامی ايران دوستان مفيد باشد
پاينده ايران
اثر=کارآيی . اجمال=کوتاه.اجرا=انجام.احتراما =با بزرگداشت.اخير =پايانی.آدرس=نشانی.ارتباط=پيوند.آرشيو=بايگانی.ارسال=فرستادن.ارجاع=فرستادن.ارائه=پديدار کردن.ارتقاء=بالا بردن .استنتاج=بدست آوردن.استفاده =سود کاربری.استعمال دخانيات ممنوع=خواهشمند است سيگار نکشيد.استرداد =بازگرداندن.اصولی =ريشه ای.اصلی ترين =ريشه ای ترين.اطمينان =استواری.اعتماد =پشتگرمی.اعمال نظر=انجام خواسته.اقبال عمومی =رويکرد همگانی.اقليت
=کمترين.اکثريت=بيشترين.امتياز=برتری.امتيازات =برتری ها.امکانات =توانايی ها، داشته ها.آن جناب =سرکار.انطباق =برابری.انتخاب=گزينش.اولويت =برتری.اوليه=نخستين.اولين =نخستين.اهم=برجسته ترين.ايام=روزها.ايزد منان =يزدان پيروزگر.ايده =آرمان.بدين وسيله=بدين گونه.بديهی =روشن.به تعداد=به شماره.پاراگراف=بند.پروژه=برنامه.پروسه=فرآيند.تبليغ=نماياندن آگهی.تجهيزات =آگاهی ها.تحليل نهايی =واپسين نگارش.تحقيق = پژوهش.تخفيف=کاهش.تسهيلات=ياری ها.تسليت =دلداری.تشکيل =ساختن.تصوير =نگاره.تعداد =شمار شمارگان.تعرفه =ميزان نامه.تغيير=دگرگونی.تقديرنامه =سپاسنامه.تکيه=پشت دادن.تکميل=به پايان رساندن.تماس=برخورد.تمام =همه.تنظيم =هماهنگی.توجهات=نگرش ها.توليد=فراوری .تولد=زادروز
جايزه=پاداش.جاری =روان.جريان=روايی.جلسه=انجمن نشست. جلب=فراخوانی.جهت=روی.حاوی=دربرگيرنده.حاضر=آماده.حسب الامر=بر اساس فرمايش.حضور=پيشگاه.خدمت=پيشگاه.خصوص =ويژه.خطاب =سخن.خطر=ناگواری.در مقايسه با=در سنجش با.در وجه شما=برای شما.دقيق=درست تيزنگر.دقت=تيزنگری.ذيل=زير.ذکر=يادآوری.ذهن =انديشه.سرويس دهی=توانبخشی.سطح=رويه پايه.سعادت =خوشبختی.سهم =بهره.شاخص=روشن نمودار.صادقانه =براستی.صادر=فرستادن.صحيح=درست.صرف =به کارگيری. صفحه= برگه.صلاحديد
=نيکخواهانه.صميمانه=پايمردانه.اين مدت=در اين... .ضمنا=در پيوست.ضمن اينکه=پيوست به اينکه.ضوابط =بندها.طبی=پزشکی. طبعا=به خودی خود.طريق=راه.عبارت=گزاره.عرضه=نمايش.عطف=بازگشت.عنوان=پاژنام.فعاليت=کوشش.فرم=پيکر گونه.فقط=تنها.فوری=بی درنگ.فوق=يادشده.قابل توجه=در خور نگرش.قبل=پيش.قوام=پايداری.قيمت=بها.کاملا=سراسر.کسب=درآمد.کما فی السابق=همچنان.کمپين تبليغاتی=برنامه آگهی.کميته=گروه.کليه =همه.کنترل=در شمار آوردن. کيفيت=چگونگی.کلا=همگی.لازم=بايسته.لازم الاجرا=بايسته انجام است.لحاظ=ديدگاه.لحاظ کنيد =بنگريد.ليست=فهرست
مبذول فرماييد=فرمان دهيد.مباحثات =گفتگوها.متخصص=کارآزموده.متمم=پايان بخش.متقاضی=خواستار.متحول=دگرگون.مجبور=ناچار.محوله=سپرده شده.محموله =بار.محاسبه =شمارش.محترم=گرامی.مختصرا=گزيده.مخاطبين=شنونده بيننده.مختلف=گوناگون.مدير=گرداننده.مذاکرات=گفتگوها.مراتب=چگونگی.مراجعه=بازگشت.مرسوله =فرستاده.مرسوم=به آيين.مرجوع=بازگشت.مسائل=دشواری ها پرسشها.مستدعی=خواهشمند.مستقل=بدون وابستگی
مشاوره=رايزنی.مشکل=دشواری.مشابه=همانند.مصاحبه=گفتگو.مصرند=پای می فشارند.مطالعه=خواندن.معتبر =به نام.معروف=شناخته شده.معادل=برابر.معادل اين مبلغ=برابر اين پول.مفاد=گفتارها.مقدور =شدنی.مقبول=پذيرفته.مقامات=سروران.مکتوب=نوشته.منعقده=بسته شده.منطبق=برابر.مواد اوليه=ماده های نخستين.موارد= نکته ها.موفق=پيروز. موفقيت نسبی=کمابيش پيروزی.موضوع=باره.موجبات=بايسته ها.موثر=کارايی.موجود =هستی.موجودی=دارايی.مويد=بيانگر.مويد باشيد=پيروز باشيد.مهم=برجسته.نتيجه=بازده.نسبت=در برابر.نظارت=بازرسی.نهايت=پايان.وظيفه =خويشکاری.همت=تلاش
+
نگارش شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 1:52 بدست آریا آزاد
|
این بنده خدا آدم خوبیه اما یکم زیادی آرمانگراست
خدا عمرش بده
+
نگارش شده در چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 16:6 بدست آریا آزاد
|