بر سر در کاروانسرایی
تصویر زنی به گچ کشیدند
ارباب عمایم این خبر را
از مخبر صادقی شنیدند
گفتند که واشریعتا ، خــلق
روی زن بی نقاب دیدند
آسیمه سر از درون مسجد
تا سر در آن سرا دویدند
ایمان و امان به سرعت برق
می رفت که مومنین رسیدند
این آب آورد ، آن یکی خاک
یک پیچه ز گل بر او بریدند
ناموس به باد رفته ای را
با یک دو سه مشت گل خریدند
چون شرع نبی از این خطر جست
رفتند و به خانه آرمیدند
غفلت شده ای بود ، خلق وحشی
چون شیر درنده می جهیدند
بی پیچه زن گشاده رو را
پاچین عفاف می دریدند
لب های قشنگ خوشگلش را
مانند نبات می مکیدند
بالجمله تمام مردم شهر
در بحر گناه می تپیدند
درهای بهشت بسته می شد
مردم همه می جهنمیدند
می گشت قیامت آشکارا
یک باره به صور می دمیدند
طیر از و کرات ووحش از جحر
انجم ز سپهر می رمیدند
این است که پیش خالق و خلق
طلاب علوم رو سفیدند
با این علما هنوز مردم
از رونق ملک نا امــیــدنــد ؟ !!
ایرج میرزا

من که با دیدن این مانکن گرامی یاد کولی های اسپانیا افتادم همون دوستای جیبسی کینگ
سال و محل تولّد: 1313 خورشیدی تهران
سال و محل وفات: 1345 خورشیدی تهران
فروغ فرخزاد شاعر معاصر در سال 1313 شمسي در تهران به دنيا آمد. فروغ پساز پايان كلاس سوم دبيرستان به هنرستان بانوان رفت . خياطي و نقاشي ياد گرفت. درشانزده سالگي به پرويز شاپور يكي از بستگان مادرش كه پانزده سال از او بزرگتر بود دل باخت و عليرغم مخالفت خانواده با او ازدواج كرد و به اهواز رفت; ولي كمتر از دو سالبعد از همسرش طلاق گرفت و بهتهران بازگشت .

فروغ شاعري را از هفت سالگي آغاز كرد و نخستين مجموعه شعر او در سال 1331چاپ شد. دومين مجموعه شعر فروغ (ديوار) در بيست و يك سالگي اين شاعر چاپ شد و بدليل برخي گستاخيها و سنت شكني ها مورد نقد و سرزنش ادیبان قرار گرفت. فروغ فرخزاد يك سال بعد عليرغم ملامت شخصيتهاي ادبي، سومين مجموعه شعر خود بنام عصيان را چاپ كرد; اين سه مجموعه شعر اشعاري بودند زنانه ، سركش، رومانتيك وبحث انگيز.
فروغ سپس جذب فعاليتهای سينمائی شد و در سال 1338 براي مطالعه و تجربه سينما به انگلستان رفت. وي پس از بازگشت در سال 1341 فيلم مستندي از جذاميان تبريز بنام ( خانه سياه است) تهيه كرد كه اين فيلم در سال 1342 برنده جايزه بهترين فيلم مستند فستيوال اوبرهاوزن ايتاليا شد. مطالعات عميق فروغ فرخزاد در زمينه سينما و فيلمبرداري و آشنائي با نويسندگانمعاصر سبب شد كه وی در اواخر عمر كوتاه خود نگرش ديگريی نسبت به هنر، شعر وجامعه پيدا كند. اين تحول فكری به اندازهاي بود كه شاعر چهارمين مجموعه شعر خودرا (تولدي ديگر) نام نهاد كه داراي روح و حالتی متفاوت از قبل و مملو از اشعار اجتماعی و انتقاديی بود. مجموعه تولدي ديگر دنيای تفكرات اين شاعر جوان را به گونهای نويننشان می داد و فروغ پس از چاپ اين مجموعه، از آثار شعری گذشته خود اظهار تأسف كرد و اين اشعار را بيان سادهای از جهان بيرون خود ناميد. فروغ فرخزاد در سال 1343 به ايتاليا،آلمان و فرانسه سفر كرد و در اين ايام كه در داخل و خارج از ايران به شهرت خاصیدست يافته بود، سازمان فرهنگي يونسكو فيلم نيم ساعتهای از زندگي او تهيه كرد. فروغ در روز دوشنبه 24 بهمن 1345 دراثر سانحه تصادف رانندگي در سن سی ودو سالگی در گذشت
کاش در دهکده عشق فراوانی بود
توی بازار صداقت کمی ارزانی یود
کاش اگر گاه کمی لطف به هم میکردیم
مختصر بود ولی ساده و پنهانی بود
کاش به حرمت دلهای مسافر هر شب
روی شفاف تزین خاطره مهمانی بود
کاش دریا کمی از درد خودش کم می کرد
قرض می داد به ما هرچه پریشانی بود
کاش به تشنگی پونه که پاسخ دادیم
رنگ رفتار من و لحن تو انسانی بود
مثل حافظ که پر از معجزه و الهامست
کاش رنگ شب ما هم کمی عرفانی بود
چه قدر شعر نوشتیم برای باران
غافل از آن دل دیوانه که بارانی بود
کاش سهراب نمی رفت به این زودی ها
دل پر از صحبت این شاعر کاشانی بود
کاش دل ها پر افسانه ی نیما می شد
و به یادش همه شب ماه چراغانی بود
کاش اسم همه دخترکان اینجا
نام گلهای پر از شبنم ایرانی بود
کاش چشمان پر از پرسش مردم کمتر
غرق این زندگی سنگی و سیمانی بود
کاش دنیای دل ما شبی از این شبها
غرق هر چیز که می خواهی و می دانی بود
دل اگر رفت شبی کاش دعایی بکنیم
راز این شعر همین مصرع پایانی بود
با تشکر از اکرم
با تشکر از مریم
بابا این مخابرات هم ما رو سر کار گذاشته
دو سه روز اول عید که وبلاگ رو چک کردم فیلتر بود
گفتم فیلتر شدم یه سری از دوستان گفتن تو بعضی جاها فیلتر نیستی
خلاصه ما رفتیم کلی زور زدیم یه وبلاگ دیگه ساختیم
این چند روز آخر عید کانکت نشدم حالا اومدم میبینم وبلاگم باز میشه
حالا موندم چی کنم این وبلاگ رو بچسبم یا برم سراغ اون یکی
ولی فکر کنم همینو ادامه بدم هرچی باشه حرفای الکی یه چار تا بازدید کننده داره
از همین امروز فردا دوباره شروع میکنم
به گناه عاشق بودن
چون عشقم را در پستوی خانه نهان نکردم
چون راز دلم در چشمانم پیدا بود
مرا به گناه نشستن نزد زیباریی دستبند زدن
گفتند که چرا عاشقی؟
گفتند که شعله ای در دلت داری
گفتند که آتش گناه است و تو آتشی در دل داری
دهانت را می بویند مبا دا گفته باشی دوستت دارم
دلت را می پویند مبادا شعله ای در آن نهان باشد
روزگار غریبیست نازنین
ارسطو : طبيعت مرغ اينست که از خيابان رد شود .
موسي : و آنگاه پروردگار از آسمان به زمين آمد و به مرغ گفت «به آن سوي خيابان برو» و مرغ چنين کرد و پروردگار خشنود همي گشت .
مارکس : مرغ بايد از خيابان رد ميشد. اين از نظر تاريخي اجتنابناپذير بود.
خاتمي: چون ميخواست با مرغهاي آن طرف خيابان گفتگوي تمدنها بکند .
رياضيدان : مرغ را چگونه تعريف ميکنيد؟
شاگرد تنبل : والا آقا به خدا همين الآن ميدونستيم ها... آقا يه دقه...
نيچه: چرا که نه؟
فرويد: اصولاً مشغول شدن ذهن شما با اين سؤال نشان ميدهد که به نوعي عدم اطمينان جنسي دچار هستيد. آيا در بچگي شصت خود را مي مکيديد؟
داروين: طبيعت با گذشت زمان مرغ را براي اين توانمندي رد شدن از خيابان انتخاب کرده است .
همينگوي : براي مردن. در زير باران .
اينشتين : رابطهء مرغ و خيابان نسبي است
.
سيمون دوبوار: مرغ نماد زن و هويت پايمالشدهء اوست. رد شدن از خيابان در واقع کوشش بيهودهء او در فرار از سنتها و ارزشهاي مردسالارانه را نشان ميدهد.
پاپ اعظم: بايد بدانيم که هر روز ميليونها مرغ در مرغداني ميمانند و از خيابان رد نميشوند. توجه ما بايد به آنها معطوف باشد. چرا هميشه فقط بايد دربارهء مرغي صحبت کنيم که از خيابان رد ميشود؟
صادق هدايت: از دست آدمها به آن سوي خيابان فرار کرده بود، غافل از اينکه آن طرف هم مثل همين طرف است، بلکه بدتر .
خوانندهء آهنگهاي آبدوغخياري: چرا رفتي مرغ جونم، دوستت دارم، دوستت دارم ...
روانشناس : آيا هر کدام از ما در درون خود يک مرغ نيست که ميخواهد از خيابان رد شود؟
نيل آرمسترانگ : يک قدم کوچک براي مرغ، و يک قدم بزرگ براي مرغها
من که با سیمون دوبوار موافقم تو چی؟
31 - تا حالا توجه کردید که اگر در صورت سگ ها فوت کنید دیوونه می شن ولی اگر با ماشین بیرون برن دوست دارن سرشونو از پنجره بیارن بیرون؟
مارشال
زردی من از تو سرخی تو از من
پاینده باشید
ما رفتیم بترکونیم![]()
گروه Queen به عنوان یکی از پیشگامان سبک راک در جهان شناخته شده است. این گروه جزو پنج گروه برتر تاریخ موسیقی قرار دارد و خواننده اصلی آن به عنوان محبوب ترین چهره راک شناخته شده است. در این مقاله به بررسی زندگی و آثار این خواننده به یادماندنی می پردازیم.
فردی مرکوری (Freddie Mercury) با نام اصلی فرخ در 5 سپتامبر 1946 در زنگبار آفریقا به دنیا آمد. پدر و مادرش هردو از پارسیان زرتشتی بودند (این قوم از چندی قبل به هند مهاجرت کرده بودند و لذا در اصل فرخ ایرانی الاصل است). پدرش زیر نظر دولت هند به عنوان حسابدار کار می کرد. فرخ در پنج سالگی به مدرسه ی st peter انگلیسی در نزدیکی پنچگانی فرستاده شد. در آن جا بود که دوستانش او را فردی صدا زدند و پس از چندی خانواده اش این اسم را برای او برگزیدند
سینا موسویون
یه پرسش عجیب برام پیش اومده
اگه يه روز صبح كه بيدار ميشي ببيني وبلاگ و اينترنت و كامپيوتر خواب بوده و اصلا چنين وسيله اي وجود نداره چيكار مي كني؟
مانند احمق ها یه نصف روز بش فکر کردم
دو سه تا راه حل بفکرم رسید
حالا بعد میگم
اول شما تو نظرات بگین چکار میکنین ؟
گوگوش : شاه ماهي موسيقي ايران بي شك كسي جز گوگوش نيست كسي كه به خاطر سكوت بيست و دو ساله اش مورد توجه همگان بويژه هنرمندان و نويسندگان بوده و علاوه بر نوشتن كتابهايي در مورد او و زندگيش و ساختن فيلم ، بسياري از ترانه هاي او نيز بازسازي شده و توسط خوانندگان زيادي مجددا اجرا شده است مثل ابي ، مارتيك ، هاتف ، نوش آفرين ، شهرزاد سپاهانلو و... حتي « گنايا كوبي » خواننده سوئدي نيز ترانه « صداي پا » را به فارسي اجرا كرده است و شهبال شب پره براي « گروه سيلوت » ترانه اي با نام « پلي به گذشته ها » در مورد گوگوش ساخته است . همهء اين توجهات مرهون شناختي است كه در طول سالهاي سكوت ، ديگران نسبت به گوگوش و كارهاي او پيدا كرده اند.
فائقه آتشين ملقب به گوگوش در 18 بهمن 1329 در خيابان سرچشمه تهران از پدر و مادر آذربايجاني كه از مهاجران آذربايجان شوروي سابق بودند متولد شد. نام فائقه را بر وزن نام مادرش فائزه براي اوانتخاب كردند. در سن دو
سالگي پدر و مادرش از هم جدا شدند.گوگوش يك برادر تني كوچكتر داشت كه در سن 24 سالگي براثر رماتيسم قلبي درگذشت و سه برادر ناتني ازپدرش و يك برادر و يك خواهر ناتني از مادرش كه بعد از جدايي با يك مردكليمي ازدواج كرده بود دارد. درهمسايگي آنها يك خانواده ارمني زندگي مي كردندكه او را ازكودكي با نام گوگوش صدا مي زدند و با اينكه گوگوش معمولا اسم مرد ارمني است اما اين اسم براي هميشه ماندگار شد و بعدها كه اوكار هنري را شروع كرد همين اسم را روي خودش گذاشت. پدر او صابرآتشين دركار نمايش بود و در آن سالها در سقاخانه ها برنامه اجرا مي كرد در سالهاي كودكي گوگوش همراه پدرش به محل كار او مي رفت وتا سه سالگي همكار پدرش در عمليات آكروباتيك روي صحنه بود و در سه سالگي با شيرين زباني و استعداد زياد نشان دادكه چگونه مي تواندكارآوازه خوانان و رقصندگان حرفه اي را تقليدكند وكم كم در برنامه هاي پدرش نقش اصلي را پيدا كرد و دو برابر پدرش دستمزد مي گرفت.گوگوش در سن 8 سالگي كارخوانندگي را در برنامه هاي صبح جمعه راديو ايران شروع كرد پس از آن در سنين نوجواني شروع به اجراي برنامه دركاباره هاي بزرگ تهران كرد. اولين كاري كه به طور مستقل اجرا كرد ترانه قصه وفا ساخته پرويزمقصدي بود. دراوخر دهه
50 همراه باگسترش استفاده از تلويزيون و برنامه هاي موسيقي و رقص ، اين دستگاه ارتباطي جديد فضاي جديدي براي هنرنمايي هاي گوگوش بوجود آورد و او از اين طريق توانست به مشهورترين خواننده آن دوران تبديل شود. دامنه شهرت گوگوش و محبوبيت او خيلي سريع از مرزهاي ايران فراتر رفت و دركشورهاي فارسي زبان ديگر مثل افغانستان و تاجيكستان محبوبيت زيادي پيدا كرد. براي خيلي از علاقمندان و مردم در اين كشورها گوگوش يكي از برجسته ترين سمبل هاي هنرايراني و هنرمندي بودكه راه را براي شناسايي ديگران بازكرد. در دوران پربار اما كوتاه فعاليت هاي حرفه اي گوگوش درعرصه موسيقي پاپ در ايران او با ترانه سرايان و آهنگسازان متعددي همكاري كرده است كه اكثرآنها شايد بهترين آثارخود را به زبان گوگوش و با كمك خلاقيت و توانايي هاي ويژه او توانستند به آهنگ هاي به يادماندني تبديل كنند. واروژان ، پرويزمقصدي ، جهانبخش پازوكي ، حسن شمائي زاده ، شهريارقنبري و ايرج جنتي عطائي هريك دوره اي كوتاه يا بلند اما بسيار موفق از همكاري با گوگوش را تجربه كرده اند. از يادگارهاي گوگوش براي دختران ايراني شلوار پسرانه و موي كوتاه پسرانه معروف به موي گوگوشي بود.گوگوش بعد از انقلاب ازصحنه هنر دور شد و با وجود همه فشارها و شايعات ازايران خارج نشد و حتي يكبار نيزكه براي ديدن فرزندش كامبيزقرباني از ايران خارج شده بود مجددا به ايران بازگشت تا اينكه در سال 1379 بعد از22 سال سكوت ، اولين كنسرت خود را در ترنتوي كانادا به روي صحنه برد و با آلبوم زرتشت شعري از نصرت فرزانه و آهنگي از خود گوگوش وگيتار بابك اميني به عالم هنر بازگشت.
از ترانه هاي ماندگار گوگوش مي توان به ترانه هاي مخلوق ، پل ، باور كن ، كوير ، پيش كش ، فاصله ، غريب آشنا ، خوابم يا بيدارم و.... اشاره نمود.
بررسي ها نشان مي دهد گوشی ها بیش از هر شی دیگری حاوی باکتری های تاثیر گذار بر روی پوست بدن هستند .
بر اساس تحقیقات جدیدی که به عمل آمده مشخص شده است که تلفن های همراه از سرويس هاي بهداشتي و توالت ها نیز کثیف تر هستند.
بررسي ها نشان مي دهد گوشی ها بیش از هر شی دیگری حاوی باکتری های تاثیر گذار بر روی پوست بدن هستند .
بر اساس این خبر با توجه به اینکه باکتری های مذکور در محیط های گرم پرورش یافته و رشد پیدا می کنند لذا جیب ها و کیف های دستی ما نیز که غالبا محل نگاهداری گوشی های همراه هستند ، محیط مناسبی برای پرورش باکتری های مذکور محسوب می شوند.
در قالب تحقیقاتی که از جانب یکی از فروشندگان تلفن همراه موسوم به شرکت Dial-a-Phone در همین خصوص به عمل آمده است ، نمونه هایی از اشیایی که روزانه با آنها سر و کار داریم جمع آوری شده و باکتری های مختلفی را که در آنها وجود دارند مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.
نتیجه ای که از این تحقیقات به دست آمد این بود که مشخص شد تلفن های همراه حتی از دستگیره درها ، صفحه کلیدها و کیبوردهای مختلف ، ته کفش و یا حتی توالت ها کثیف تر و آلوده تر می باشند.
"جوآن ورنا" پروفسور میکروب شناسی دانشگاه متروپالیتن منچستر در همین خصوص می گوید: " تلفن های همراه درست همانند اشیا روزمره دیگر نظیر تلفن و کی